بزرگداشت مهندس مهدی بازرگان
[صابر]
سیاسی و اقتصادی - پنجشنبه 06 بهمنماه 1384
“ ما آخرين گروهى هستيم كه با شما با زبان قانون سخن مىگوييم. بعد از ما گروه يا گروههايى خواهند آمد كه با زبان قانون با شما سخن نخواهند گفت. ” این حرف های مهندس بازرگان بود که در بیدادگاه شاهنشاهي فرياد ميزد تا خواب كاخنشينان سعدآباد را آشفتهتر سازد. مهندس مهدی بازرگان يكي از پيشگامان راه آزادي در سرزمين ما بود كه عاشقانه در راه آن سر گرو نهاد و بيپروا به سنگر ظلم و ستم و استبداد و فساد حمله برد. آن زمان كه بنهادم سر به پاي آزادي دست خود زجان شستم از براي آزادي از ميان خصوصيات مهندس بازرگان شايد بتوان اصلاحطلبيش را پررنگتر از ساير ويژگيها دانست. خط مشي او و يارانش همواره بازسازي بستر فرهنگي جامعه و تقويت روحيه قانونمداري در ساختار حقيقي حاكميت و اصلاحات در ساختار حقوقي و سطح حاكميت بود. مهندس بازرگان در عينحال كه نگاهي آرمانگرايانه به قضيه حكومتراني و اصول اجتماعي داشت، هيچگاه اصول عملياتي و شرايط زماني و مكاني حاكم بر جامعه خويش را از ياد نبرد و همين درهم آميختگي آرمانگرايي و عملگرايي وي بود كه بستري جهت رشد سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، ديپلماتيك و … در هريك از برهههايي كه مسئوليت بخشي را برعهدهداشت گرديد. يكي از ايرادهايي كه به مهندس بازرگان و جريان همراه او گرفته ميشد و گرفته ميشود اين بود كه نهضت آزادي جهت براندازي رژيم فاسد شاهنشاهي برنيامد. عدهاي در مخالفت با آن سخنها راندند و گاهي وي را طاغوتي ناميدند! و عدهاي در دفاع از او و يارانش اين اصل را كه اصلاحات ميتواند نتايج بهتري و با هزينه كمتري نسبت به انقلاب داشته باشد گوشزد مينمايند. با تصديق حقانيت گفته مدافعان راه بازرگان بايد اضافه كرد كه متاسفانه با وجود خط مشي اصلاحطلبانه و مدارامسلكانه و قانونمحورانه بازرگان و يارانش، اين نظام دژخيمصفت پهلوي بود كه با عدم گوش سپردن به نداي آنان و عدم انعطافپذيري در مقابل هر صداي قانونمداري ميخ آخر را به تابوت رژيم سفاك شاهنشاهي كوبيد و مبارزان راه آزادي و حقيقت را به سمت مبارزه مسلحانه و قهرآميز عليه نظام شاهنشاهي سوق داد. گرچه محمد رضا پهلوي در اواخر عمر نظام شاهنشاهي به اين اشتباه خود پي برد ولي ديگر كار از كار گذشته بود و سخنان او تنها نوشدارويي بود كه پس از مرگ سهراب آورده شده بود. با عنايت به اين سخن امام علي (ع) كه ميفرمود: عبرت گيريد، راستي چقدر حالات ملتها با هم يكسان، و در صفات و رفتارشان با يكديگر همانند است، وقت آن است كه دولت و ملت از وقايع گذشته عبرت بگيرند و با توسل به سه اصل آزادي، عدالت و مذهب به سوي ايراني آباد و آزاد رهسپار شوند، نه خفقان از سوي حاكميت و نه شورش از سوي ملت.
بازرگان را می توان مردي آزادیخواه، متدین، دموکرات، دیندار، روشنفکر، اصلاح طلب، ملی گرا، صبور، شوخطبع و بذلهگو ناميد. او كه زندگی پر تلاطمی را پشت سر گذاشت، گاه مغضوب بود و گاه محبوب. زمانی ذیحق خوانده شد و زمانی مرتد. با آنکه مرگ سرخ را تجربه نکرد اما زندگیاش آینهی تمام عیار صبر سبز بود. زندانی شد، فحش شنید، آزار دید، مرتد خوانده شد، ضد دین و ناصبی خطاب گردید، اما یک لحظه از راه حق دست نکشید. گرچه به حرکت انقلابی عقیدهای نداشت و جوانان را خامتر از آن میدانست که با آنها بحث کند و نظرشان را گوش دهد اما در مقابله با انحطاط شاهنشاهی و استبداد دینی و ارتجاع مذهبی همواره در صف مقدم بود.
مهندس بازرگان در راه اصلاحطلبانه خود توانست نيروهاي جوان و فرهيخته بسياري به جامعه امروز ايران تحويل دهد و نظام فكر جامعه را متحول سازد، حتي پس از بهقدرت رسيدن بازهم خط مشي اصلاحطلبانه را فراموش نكرد و در هنگامهاي كه دانست در خارج از قدرت ميتواند بهتر، چه از نظر كيفي و چه كمي، به جامعه خود ياري رساند، بدون لحظهاي ترديد، دلفريفته قدرت نشد و عطاي حكومت را به لقايش بخشيد و از نخستوزيري كناره گرفت.
