v [تالمات نا به هنگام]  v [وبگردي]   v [ندای دل]                                                                                                     G  |   <  |  *

 
   
o  دنیای من و ...  
o  بیانیه ستاد های 88 سراسر کشور در دعوت به راهپیمایی 22 بهمن  
o  جایگاه سینما در ارتباط با سیاست و اقتصاد در جمهوری اسلامی ایران  
o  رفیقی که دیگر نیست...  
o  آیت الله العظمی حسینعلی منتظری بدرود حیات گفت...  
o  به یاد سعید و علی ها ...  
o  شاید حرفی هست، شاید هم نه...  
o  قبولی مفید یا غیرمفید!  
o  نقدی!!!  
o  گفت و گو درباره اندیشه های چپ
  

 
 
   
o  فلسفی و عرفانی  
o  فرهنگی و اجتماعی  
o  هبوط  
o  ادبی و هنری  
o  در تبعیدگاه  
o  سیاسی و اقتصادی  
o  شاید طنز
  

 
   
o  بهمن 1388  
o  دی 1388  
o  آذر 1388  
o  آبان 1388  
o  مهر 1388  
o  شهریور 1388  
o  مرداد 1388  
o  اسفند 1387  
o  آذر 1387  
o  آبان 1387  
o  شهریور 1387  
o  مرداد 1387  
o  مرداد 1386  
o  تیر 1386  
o  خرداد 1386  
o  فروردین 1386  
o  اسفند 1385  
o  بهمن 1385  
o  آبان 1385  
o  اسفند 1384  
o  بهمن 1384  
o  دی 1384  
o  آذر 1384
    
 
 
 

  روشنفكري ديني  [صابر]
  فرهنگی و اجتماعی - شنبه 15 بهمنماه 1384

در طول تاريخ اديان، انديشه‌ها و رسوم ناروايي به‌عنوان دين، آن كيش و مذهب را به چالش كشانده و حقيقت را لكه‌دار كرده است. انواع خرافه‌گويي‌ها و تحجرگرايي‌ها در همين مقوله مي‌گنجد. در اديان پيش از اسلام متاسفانه به‌خاطر رشد اندك عقل بشري و متناسب بودن اديان با مردم آن‌ زمان – با وجود آن‌كه نه پيامبران الهي پيش از اسلام و نه اديان آنان هيچ‌يك سبك و سخيف نبوده است و از سرچشمه الهي سيراب مي‌شده و به‌گفته‌اي همگي مقدمه اسلام بوده‌اند – اكثر كتب و اصول ديني تحريف گرديده و پيروان آن را در دوراهي بي‌ديني و يا پيروي از خرافاتي كه عقل سليم آن را رد مي‌كرد، قرار مي‌داد. پيامدهاي رنسانس و پاك شدن اصول ديني از متن زندگي در اين حوزه قابل ريشه‌يابي است. ولي در دين مبين اسلام، چنانچه نص صريح قرآن بدان اشاره دارد، تحريف قرآن و اصول دين ناممكن است. مصداق اين امر تلاش بسياري از بدخواهان در طول عمر اسلام جهت پاك كردن اصول و عدم موفقيت آنان است. در نتيجه راهي كه در اين‌جا به فكر آنان مي‌رسد، مخدوش كردن واقعيات و اصرار بر فروع و عدم اهتمام در پرداختن به اصول است. در اين‌جاست كه انواع خرافه‌ها و ديدگاه‌هاي گمراه‌كننده نمودار مي‌گردد. اين نوع تحريف كه بيشتر در اخلاق عملي دين صورت مي‌پذيرد - نسبت به اخلاق انساني آن - با اندكي تامل و تفكر و آموزش صحيح و بي‌طرفي در داوري قابل فهم و رد مي‌باشد. در اين‌ مرحله است كه حضور مصلحان ديني و روشنفكري ديني اهميت خود را نشان مي‌دهد – چنانچه در مذهب نيز حضرت مهدي (عج) به‌عنوان مصلح ديني معرفي شده است – تفاوتي كه مصلحان ديني مسلمان با ساير مصلحان ديگر اديان دارند اين است كه، آن‌ها تلاش مي‌كنند تا با بازسازي ديني چارچوب تناور اصول را از ميان خرافه‌هاي بسيار بيرون كشند و فروع را به نسبت اصول در جامعه عملياتي كنند. در اين ميان عده‌اي به راه مصلحان ديني ديگر اديان – كه حتماً هم دين‌گرا نيستند - رفته و براي حذف خرافه‌ها، هجمه‌اي خانمان‌سوز به اصول دين برده، نعش دين را از آن ميان بيرون مي‌كشند و متناسب با دوران خود مي‌خواهند دين را از نو بسازند!

در عمر 1400 ساله دين اسلام، به‌صورت ايدئولوژيك و تكميل شده آن، مصلحان بسياري پا به عرصه روشنگري ديني گذاشتند كه هريك متناسب به وزن خود حركتي را پايه‌ريزي كرده‌اند. عده‌اي راه را به بيراه بردند و عده‌اي دين را ز بيراهه به راه بازگرداندند.

كسروي يكي از اين افراد بود كه متاسفانه به راه روشنگران ديگر اديان رفته و دين را از ديدگاه آن‌ها به نظاره نشسته است. بدين ترتيب با نگاه بي‌اعتمادي به اصول و عقايد پاك مذهبي نگاه كرده و با تاملي سطحي و روبنايي، با نظاره رفتار مذهبيون، دين را بدان خدشه‌دار كرد و علت همه معلول‌ها را در اصل دين مي‌ديده است. البته به گفته دكتر شريعتي در بسياري موارد ايجاد ترديد صد برابر برتر از ايجاد يقين در عده‌اي است و مي‌توان با بي‌طرفي در داوري به حقايق دست يافت، ولي بي‌طرفي كسروي و پيروان او قابل نفي است. در نوشته زير آقاي مساوات براساس تحقيق صورت گرفته به بيان عقايد سيد احمد كسروي پرداخته است.


سيد حجت مساوات

نقدي بر انديشه‌هاي انحرافي احمد كسروي

كسروي در سال 1269 هـ . ش در يك خانواده شيعه مذهب در تبريز پا به جهان گذاشت. او دروس لبتدايي را در مكتب‌خانه گذراند و در سن 12 سالگي پدر را ازدست داد. پس از مدتي از درس خواندن دست كشيد و به كار پرداخت. اما پس از سه سال به مدرسه طالبيه تبريز بازگشت و به تحصيل علوم ديني پرداخت. در اين مرحله به‌علت رقابت و اذيت و آزاري كه از طلبه‌هاي همكلاسي خود مي‌بيند، تحصيل علوم ديني را رها مي‌كند و به تعليم و تدريس زبان انگليسي در مدرسه آمريكايي تبريز مي‌پردازد. در سال 1295 هـ . ش كسروي به قفقاز مسافرت مي‌كند و در آن‌جا با تعدادي از آزاديخواهان آشنا مي‌شود. پس از آن كسروي مدتي به حزب دموكرات به رهبري شيخ محمد خياباني مي‌پيوندد و مدتي بعد از آن حزب كناره‌گيري مي‌كند و سپس وارد خدمت دادگستري مي‌شود.

نمي‌خواهم از زندگي‌نامه خانوادگي ايشان بنويسم، زيرا آن‌چه در اينجا بايسته است گفته شود، انديشه و رفتار كسروي است نه زندگي‌ خانوادگي او.

وي مدعي اصلاح دين بود و در اين‌باره سخنان ناشايست بسياري گفت. كسروي نخست “ وحي ” را همان الهام دانست كه به هر كسي ممكن است از جانب خدا فرود آيد و آن‌را ويژه پيامبران ندانست و نبوت هم با اين استدلال به‌پايان نرسيده است و با اين زمينه‌سازي كتاب “ ورجاوند بنياد ” را كتاب مقدس وحي شده برخود وانمود كرد!

او خود را آشكارا پيامبر ندانست، ليكن پيروانش كه در “ ياهماد آزادگان ” – كيش يا مذهب كسروي – گرد آمده‌اند او را پيامبر دانستند و كتاب مقدسش را “ ورجاوند بنياد ” پنداشتند و آيين يا كيش او را “ پاكدامني ” ناميدند! كسروي براي اين‌كه زمينه‌ي پذيرش اين كيش را ميان پيروان خود يا توده مردم فراهم كند، به بهانه خرافه‌زدايي از دين، با بي‌انصافي و عوام‌فريبي و قلب حقيقت و تحريف واقعيت و سفسطه‌بازي ويژه‌ي خود، تيشه به ريشه‌ي “ شيعي‌گري ” كوبيد.

در كتاب شيعه‌گري خود، مسئول همه خرافه‌هاي موجود در مذهب شيعه را امام جعفر صادق (ع) معرفي كرد و توهين‌هايي به ساحت مقدس آن امام همام وارد نمود كه حتي هيچ دشمني چنين راهي در برابر دشمن عقيدتي خود پيش نمي‌گيرد.

او اگر واقعاً مي خواست با خرافات مبارزه كند، به روش علمي و پژوهشگرانه دست مي‌زد. خرافات در ميان همه عوام، در هر دين و كيش و مذهبي رواج دارد. مصلح راستين حساب خرافات رايج در ميان توده‌هاي عوام را با باورهاي اصولي و آموزش‌هاي اصلي دين يا مكتب يا مذهب جدا مي‌كند و هر يك را به‌جاي خود به داوري مي‌كشاند. تازه اگر به خود دين يا رهبران آن‌هم انتقاد داشته‌باشد، با احترام و به روشي درست و علمي و با استدلال و منطق انتقاد مي‌كند.

پر آشكار است كه كسروي قصد انتقاد علمي يا خرافه‌زدايي از مذهب را ندارد، زيرا او با تمسخر و تحقير وجود امام زمان (عج) را مورد ترديد قرار مي‌دهد و مي‌گويد “ ما نمي‌دانيم اين مهدي سرداب‌نشين! كي مي‌خواهد از سرداب بيرون بيايد! ” (شيعه‌گري)

كسروي به‌جاي اين‌كه اصول عقايد شيعه را به‌ميان كشد و درباره درست يا نادرستي آن داوري كند، برخي از باورهاي خرافي عوام را مطرح كرده، آن‌ها را به‌پاي اصول مذهب گذاشته، بي‌رحمانه به ريشه‌كني آن پرداخته شود.

يكي از روش‌هاي كسروي آزادي‌خواه! براي تصفيه مذهبي و هم اصلاح ديني، كتاب سوزان بود! وي و پيروانش در روز اول دي‌ماه طي جشني كتاب‌هايي را كه مخالف نظرشان و انديشه‌شان بود در آتش مي‌انداختند و به آتش مي‌كشانيدند. بيش از هركتابي مفاتيح‌الجنان و ديوان حافظ را مي‌سوزاندند. زيرا دعاهايي كه در مفاتيح‌الجنان نوشته شده – علاوه بر سوره‌هاي چندي از قرآن كه در آن هست – و ديوان حافظ و اشعار ديگر شاعران – به‌جز اشعار ناثرخسرو – با انديشه‌هاي او هم‌خواني نداشت و براي باورهاي مردم زيانبار بود!!!

كسروي عليه بدخواهي و بدفهمي متون ديني و تفسير نارواي حقايق دين فرياد برنياورد، بلكه عليه انديشه‌هاي ديگران آتش به‌دست گرفت و انديشه را چه خوب و چه بد، با آتش پاسخ داد. اين كار نادرست، واكنشي پيدا كرد و او را در سال 1324 در دادگاه ترور كردند.

ترور هرگونه باشد، به‌ويژه در مقابل گفتار و نوشتار و پندار، محكوم است، ليكن در آتش‌بازي و آتش‌سوزي هيچ واكنشي درست و منطقي صورت نمي‌گيرد.

كوتاه سخن آن‌كه انديشه‌هاي كسروي يك انديشه‌ي انحرافي و به‌دور از عقل و منطق و استدلال بود كه كتاب‌ها، در همان زمان و مدت‌ها بعد از آن، در رد آن انديشه نوشته شد و شايسته نيست كه اين شخص به عنوان يك فرد دانشمند معرفي گردد.

خداوند ما را به آن‌چه حقيقت است هدايت فرمايد.


 
 
 

لينک به اين مطلب

آدرس لينک به اين مطلب:
http://www.hobut.ir/mt/mt-tb.cgi/130

نظرات و پيشنهادات

نظر شما

          


 
 
 


:: تبعيدی ::

:: ايميل ::
  


 



نوشته‌هاي من: 50
نظرات ديگران: 130

به ياري:
:: Movable Type 3.34 ::
RSS | Atom
طراحي از hobut.ir

 

Copyright © 2008 hobut.ir