عاقبت كار چه خواهد شد؟
[صابر]
سیاسی و اقتصادی - پنجشنبه 27 بهمنماه 1384
بالاخره پس از سالها رشتهها پنبه شد و نوشتهها مهر باطل خورد و گفتهها و شنيدهها، همه و همه، به هرزه رفت! بالاخره شوراي حكام به تهديد خود، در جلسه مهرماه، جامه عمل پوشاند و آنكاري را كرد كه مصر بود ايران باور كند كه خواهد كرد! در هفته گذشته پس از مدتها مقاومت پرونده هستهاي ايران توسط شوراي حكام به شوراي امنيت گزارش داده شد. مسئلهاي كه همه از آن ميترسيدند، حتي خود غربيها! برخورد ضعيف دولت آقاي احمدينژاد در مسائل ديپلماتيك و ديدگاه ناثواب اين جريان در خصوص پرونده هستهاي كه مقاومت را تنها و تنها در رويارويي ميديد و فرصتطلبي حاكمان سودجوي چند كشور حامي امپرياليسم جهاني و عدم وثوق ساير كشورهاي جهان بر نيات اين دولتها، همگي دست به دست هم دادند تا قضيه هستهاي ايران يك قدم ديگر به بحراني جهاني نزديكتر شود. با وجود اينكه تا حدودي، مخصوصاً پس از انتخاب آقاي احمدينژاد به رياست جمهوري، شرايط فعلي قابل پيشبيني بود، اما هيچ صاحبنظري به خود اجازه نميداد كه با قطعيت از عاقبت پرونده ايران سخن به ميان آورد و همه نظرات بر پايه حدس و گمان بنيان ميشد. با اين وجود نيروهاي دستاندركار مسايل هستهاي فعلي نشان دادهاند كه در تصميمات و ديدگاههاي خود مصر و قاطع هستند و نشانه آن را ميتوان در تعليق پروتكل الحاقي پس از گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت يافت. بدين ترتيب شناسايي خطوط قرمز اين گروه كاري بس سخت و دشوار است و نميتوان پيشبيني كرد كه تا كجا بايد منتظر وقايع ديگري در اينخصوص باشيم! هر چند كه تصميمات اخذ شده توسط دولت و مجلس تا حدود زيادي نسنجيده و منافي اصل منافع ملي ارزيابي ميشود، ولي همين عدم تناقض ميان حرف و عمل در چند ماه اخير قابل تحسين است و سرانجامي كه از طرز تفكر و صحبتهاي اين جريان در اذهان نمودار ميشد، دقيقاً عملياتي شد! نمودار اتفاقات و پيشبينيهاي سرانجام كار در حقيقت يك نمودار لگاريتمي است كه هرچه بالاتر ميرويم، راندمان پيشبينيها كمتر و عاقبتسنجيها سختتر ميگردد. از اين خوان به بعد ايران با چند تصميم اساسي چه از سوي جامعه جهاني و چه از سوي مقامات داخلي روبرو خواهد شد: به هر حال شايد تنها نظر صادق با قطعيت تمام كه ميتوان در خصوص اين پرونده داد، منتظر ماندن و نشستن و ديدن عاقبت كار باشد. مسئلهاي كه شايد سرانجامي بس گران براي ايران و ايراني داشته باشد!
1- اتخاذ برخورد نظامي از سوي قدرتهاي شوراي امنيت عليه تاسيسات هستهاي ايران كه بالطبع با توجه به جامعهشناسي ايرانيان و حس مليگرايي آنان در كنار محرك مذهب، بايد شاهد عكسالعمل شديد از سوي ايران و در نتيجه كشيده شدن جهان به ورطه جنگ و نابودي باشيم. مقولهاي كه همچون آتش به خرمن جهانيان افتاده و تر و خشك را در آتش نفرت خود خواهد سوزاند. صحبتهاي عجيب آقاي مهندس باهنر، نايب رئيس مجلس هفتم، در اراك كه از جريان اصولگرا طلب آمادگي جهت يك جنگ بزرگ را داشت در اين بند تعريف ميگردد. نه تنها ايران، كه قدرتهاي بزرگ جهان نيز از رسيدن به اين مرحله سخت نگرانند.
2- تحريم اقتصادي عليه ايران ميتواند يكي ديگر از تصميمات اخذ شده عليه ايران در ادامه اين پروژه باشد. در اينصورت دولت ايران نيز از سلاح نفت استفاده كرده و جهان را با بحران نفت روبرو ميكند و با توجه به فرسايشي بودن اين قضيه، كمكم قدرتهاي اقتصادي جهان را بهزانو در خواهد آورد و آنها را به رفع تحريمها عليه ايران قانع خواهد كرد. ولي پس از پايان كار ما با ايراني روبرو هستيم كه علاوه بر معلق شدن فعاليتهاي هستهاي آن بهخاطر كمبود اعتبار، از ويراني، فقر، فساد اجتماعي و … سخت رنج ميبرد. شرايطي كه شايد نتواند تا صدها سال بهبود يابد. از سويي اگر دولتهاي متحد و مصمم عليه ايران بخواهند در مقابل تحريم نفتي ايران موضع بگيرند، بايد حداكثر فشار را بر روي كشورهاي نفتخيز منطقه آورده و ميزان تقاضاي جهاني نفت را كاهش دهند. هرچند كه باز هم بايد شاهد رشد قيمت نفت باشيم، اما در اين ميان رشد اقتصادي كشورهاي همسايه، تنزل فرهنگي، سياسي، اقتصادي و بحرانهاي معيشتي در سطح جامعه ايران، فشار خارجي و رشد گروهكهاي معاند همه و همه شرايط را براي يك بحران حكومتي، كه رشد جريان منحوس تجزيهطلبي يكي از ثمرات آن خواهد بود، از ثمرات تحريم عليه ايران ميباشد. پس ديده ميشود چه بسا تحريم اقتصادي از اتخاذ تصميمات نظامي خانمانسوزتر و مخربتر باشد.
3- مورد آخر كه به برخورد حاكميت بازميگردد، تجديد نظر حاكمان ايران ميباشد. بدين ترتيب كه پرونده هستهاي ايران را در يك شرايط ننگآميز و از نقطه ضعف بهعنوان يك گوهر برليان به غرب داده و آبنبات خروسياي در قبال آن بگيرند – اصطلاحي كه اقتدارگرايان در مورد برخورد خاتمي با مسئلهي هستهاي بكار ميبردند و بهواقع اگر شرايط بههمينگونه ادامه پيدا كند اصطلاحي سزاوار عليه اقتدارگرايان خواهد بود- !!! در اين شرايط احتمالاً مجلس كه اعضاي آن شخصيت حقيقي ضعيفتري نسبت به دولت دارند، در يك سناريو مضحك، دولت را مجاب به قبول پيشنهادات غرب و يا غني سازي در خاك روسيه خواهد كرد. بدين ترتيب دامن دولت كه براساس عقايد مطرح شده در زمان انتخابات نماينده راستين جناح اقتدارگرا بود از اين ننگ پاك شده و همه تقصيرات به گردن مجلس خواهد افتاد و يا حتي نتيجه مذكور را حاصل فشارهاي داخلي جناحهاي مخالف منافع ملي، نظير اصلاحطلبان!، عنوان ميكنند - . احتمالاً سران مجلس هفتم هم براي پاكيزه نگاه داشتن شخصيت حقيقي خود در يك نمايش به قانون مورد نظر راي مخالف ميدهند! به هر حال و در هر صورت اين تصميم با توجه به بالا بردن سطح توقعات مردم در اين خصوص با صحبتهاي راست و دروغ و تبديل آن به خواستي ملي و تناقض اينگونه تصميمات با قول و قرارها و عقايد اين جناح، بايد ديد برخورد توده مردم و نخبگان سياسي در برابر اين تضاد عملياتي و تئوريك چه خواهد بود.
