اگر اینگونه است، ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم...
[صابر]
سیاسی و اقتصادی - دوشنبه 09 شهریورماه 1388
امروز نمی خواهم از باید ها و نباید هایی که حاکمیت باید بداند و ایمان بیاورد و انجام بدهد بگویم که می دانم آنچه نیست عقلانیت است.
امروز نمی خواهم از اجحاف های انتخاباتی و تبلیغاتی بگویم که می دانم عدالت حلقه گمشده و کلمه ای بی معنا در کشور ماست.
امروز نمی خواهم از برخوردهای دوگانه رسانه های دولتی و در راس آن ها رسانه میلی سخن بگویم که می دانم صداقت سالهاست که روی در نهان کرده است.
امروز نمی خواهم از موج تقلب و هجمه دروغ در میان حکومتیان بگویم که رذالت هنر مردان حکومتی شده است.
پس بگذارید از دل یک جوان ایرانی که همه این خوبی ها و درستی ها (در گفته و مرام این حکومتیان) را می بیند بگویم که چه می خواهد – و یا نه – به راستی چه نمی خواهد!
•اگر دروغ، ریا، دورویی و پرونده سازی در مسلک حکومت ما مشروع است، ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم.
•اگر تقلب و نادیده گرفتن خواست یک ملت و رای آن ها در حکومت ما مجاز است، ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم.
•اگر اکثریت ملت ایران که با همه شور و امید و یکرنگی و صمیمیت در هر چه پرشکوه تر کردن صحنه انتخابات نقش اصلی را داشته اند، از نگاه حکومت، خس و خاشاک، خائن، منافق، فریب خورده، عامل بیگانه، اغتشاش گر و ... هستند، ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم.
•اگر سکوت در مقابل جنایات گسترده هم پیاله ای های نظام و پیراهن عثمان کردن خرده جنایات هولناکی که روزی هزار بار همانندش را در همین کشور می بینیم و صدایی از آن نمی شنویم مسلک مسلمانی حکومت ماست، ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم.
•اگر حرمت شکنی و نادیده گرفتن مراجع، نخبگان، جانبازان و تمامی آنانی که برای این آب و خاک از جان و مال خود گذشته اند و تقسیم آنان به دایره خودی های صالح و غیرخودی های منافق و گمراه و درجه بندی آحاد ملت، راه و روش این حکومت است، ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم.
•اگر در رسانه میلی حکومت ما، من جوان را اغتشاشگر و اراذل و اوباش می نامند و در مقابلش ستم هایی که به هزاران جوان از سوی عناصر پست و گمراه نظام می شود را حرکتی حماسی نامگذاری می کنند، ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم.
•اگر به اسارت گرفتن دوستان، اقوام و همراهان بی گناه ما از پیر و جوان به سبک آدم ربایان و عدم اطلاع به خانواده هایشان و بازی با احساسات و زندگی آن ها و روحیه شکنی خانواده ها و نزدیکانشان در طریقه حکومت ما اسلامی است، ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم.
•اگر شکنجه، تجاوز و تحت فشار قرار دادن اسرای سرافراز جنبش سبز ملت ایران عطوفت رافت اسلامی نام دارد، ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم.
•اگر شکستن پهلوی مادر من به دست اراذل و اوباشی که با نام مرموز لباس شخصی ها که همه خوب می دانند کیستند در حکومت ما طریقه حکومت عدل علی است، ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم.
•اگر ریختن خون صدها تن از بهترین مردمان این آب و خاک که تنها حرفشان این بود که رای من کجاست و تنها سلاحشان ایمان و تنها نشانشان یک شاخه گل و یک دستبند سبز بود و تدفین پنهانی، مظلومانه و غریبانه ایشان رویه معمول حکومت ماست، ما قویا اعلام می داریم، ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم.
ای دریغا که نظام جمهوری اسلامی از پس آن همه آرمان های پاک و بلند انقلاب شکوهمند پدران و مادرانمان و جانبازی های ایشان پدیدار شد و امید بود که آن باشد که باید باشد، ولی اینک عده ای که هیچ نشانی از شجاعت ها، حماسه ها، فریادها و آرمان های آن انقلاب ندارند، به نام نظام پدران و مادران ما را می زنند، می ربایند و می کشند. ای دریغا که خود جمهوری اسلامی در دست اینان اسیر است و فریاد می زنیم تا بدانند که اگر زندان ها را با وجود ما و یاران ما که آحاد ملتند مملو کنید و قبرستان ها را به وجود پاک اینان گلگون کنید باز هم فریادی هست که از هر گوشه برخیزد و خواب خوش را بر شما خواب آلودگان که عاقبت امثال خود را عبرت رفتارهایتان نمی کنید آشفته سازد...

خشت اول را گر نهد معمار كج
تا ثريا مي رود ديوار كج.....
توسط: اميد | 11 شهریور 1388 8:36 قֽظֽ