ای کاش داوری در کار بود
[صابر]
دل مشوش من - سه شنبه 24 شهریورماه 1388
این آهنگ با صدای محسن نامجو امروز هم آواز دل مشوشم شده... شعری ترکیبی و تلفیقی از اشعار احمد شاملو و سعدی و حافظ با تکه پرانی های نامجو و آهنگی برآمده از روح مشوش او... دست بردار از این میکدهی سر به سری دست بردار و برو، ول کن این خم ساغری بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است... ای دهر تو بخور این راه را کلاً، که ما نخواستیم داوری... کاشکی، کاشکی، کاشکی... قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی... در کار، در کار، در کار... (نعره مستانه) بگذار تا مقابل روی تو بگذریم، دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم [ای کاش، ای کاش، ای کاش... حلقه بر در میزنیم، ما که خود فی نفسه چون حلقه بر دریم [کاشکی، کاشکی، کاشکی... ای کاش، ای کاش، ای کاش... حلقه بر در میزنیم، ما که خود فی نفسه چون حلقه بر دریم دست بردار از این میکدهی سر به سری دست بردار و برو، ول کن این خم ساغری زمانه به ما هیچ ندادهست یاوری (زمانه به ما هیچ نکردهست داوری) درد میپیچد در دلمان یکهو، چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟ کاشکی، کاشکی، کاشکی... قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی... در کار، در کار، در کار... [گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من] ای کاش، ای کاش، ای کاش... کاشکی، کاشکی، کاشکی... قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی... در کار، در کار، در کار... کاشکی، کاشکی، کاشکی... قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی... در کار، در کار، در کار... کاشکی، کاشکی، کاشکی... قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی... در کار، در کار، در کار... فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه کاشکی، کاشکی، کاشکی... قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی... در کار، در کار، در کار... قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی... لینک این آهنگ رو می تونید اینجا بگیرید
همیشه این دغدغه شب و روز ماست که ای کاش در این روابط سرد انسانی و طبیعی و ماورائش قضاوتی باشد و آیا هست؟!!!
پای بگذار به اون راهی که فکر کنی بهتری...
که فقط،
فکر کنی بهتری...
ای عشق با تو حرف میزنم، ای رنج مگر آجری...
ای کاش، ای کاش، ای کاش... داوری، داوری، داوری... در کار، در کار، در کار...
داوری، داوری، داوری...
در کار، در کار، در کار...]
قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی...
در کار، در کار، در کار...]
داوری، داوری، داوری...
در کار، در کار، در کار...
پای بگذار به اون راهی که فکر کنی بهتری...
که فقط،
فکر کنی بهتری...
ای عشق با تو حرف میزنم، ای رنج مگر آجری...
خورشید به ما هیچ نکردهست مادری
درد میپیچد،
که هیچ نداریم انگار چیزی در سر
شکایت کجا بریم؟
ای کاش، ای کاش، ای کاش... داوری، داوری، داوری... در کار، در کار، در کار...
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم...
داوری، داوری، داوری...
در کار، در کار، در کار...
ای کاش، ای کاش، ای کاش... داوری، داوری، داوری... در کار، در کار، در کار...
ای کاش، ای کاش، ای کاش... داوری، داوری، داوری... در کار، در کار، در کار...
ای کاش، ای کاش، ای کاش... داوری، داوری، داوری... در کار، در کار، در کار...
اما یگانه بود و هیچ کم نداشت
ای کاش، ای کاش، ای کاش... داوری، داوری، داوری... در کار، در کار، در کار...
کاشکی، کاشکی، کاشکی...
داوری، داوری، داوری...
کاشکی، کاشکی، کاشکی...
ای کاش، ای کاش، ای کاش...
داوری، داوری، داوری...
ای کاش، ای کاش، ای کاش، ای کاش، ای کاش...
داوری... قضاوتی...

با نظرتون موافقم:تصميم در لحظه...
ولي 2ماه پيش وقتي 2تا از دانشجوهاي ستاد كروبي رو 8-27 روز دستگير كرده بودند هر شب با كابوسي مهمان بودم واين حسرت رو با خودم حمل مي كردم
توسط: مليجك | 24 شهریور 1388 11:42 بֽظֽ