از این زندگی خسته ام. از این تجسم نکبت باری که اسمش زندگیه خسته ام. هر چقدر هم توش تلاش می کنم که بهتر باشم و به زندگی بخندم باز مثل آوار رو سرم خراب می شه. انگار این سرنوشت...
یه مدت هست که این جملات از مارکس و نوع بیانش از خداوند و علت چشم پوشی از او توسط انسان و همچنین نوع مواجهه عده ای دیگر با این مسئله ذهنم رو به خودش مشغول کرده. مارکس در زمان...
اصلا نتونستم امشب بخوابم. اول همینجور الکی تو رختخوابم وول خوردم ولی فکرای مزخرف نگذاشت بخوابم. اومدم افتادم توی وبلاگم. تنها جایی که دارم. تنها جایی که می تونم با خودم حرف بزنم و خودم رو توش پیدا کنم. اما...
حالم گرفته هست. فقط خودم رو یه جور و با هزار فریب گول می زنم! امروز فردا آخرین مهلت ثبت نام ارشد دانشگاه آزاد هست و من نمی تونم ثبت نام کنم. یعنی پولش رو ندارم. این هم از سختی...