12دی...13دی...14دی... 15 دی... کاش می شد حرفی زد. کاش می شد با کسی حرف زد. کاش می شد کسی درد دلم رو از چشمام بخونه. کاش اینقدر بین همه عالم و میون این همه آدم تنهاییم رو اینجور بی رحمانه...
امیدی که دیگر نیست. امیدی که در شب یلدایی رویید. و وجودی که در شب های یلدا امید بیرون جستنمان بود. اینک منم و دست هایی خالی از حضور او... شب یلدای من دیر زمانیست که آغاز گشته و امیدی...