دوشنبه 21 مردادماه 1387 [صابر]
چه سخته که پس از عمري دوباره همون نغمه ها آهنگ زندگيت شه که روزگاري سکوت تنهايي و بي کسي و دلشکستگيهات رو مي شکست. ولی اين بار با قلبي شکسته تر و دستاني خالي تر و عمري کوتاه تر و اميدي کورتر...
چقدر اين سکوت و تنهايي براي تو شيرين است و چقدر براي من مرگبار... ولي مي ميرم و
اين شيريني و لذت رو از تو نمي گيرم، همبند من... تنهاييت را از تو نمی گيرم همبند عزيز من...دليل لبخندم و آرزوی اشک هايم...
